جيره ي سيگارم را بدهيد! و تنهايم بگذاريد با پياده روي عصرگاهي! در من تيمارستاني قصد شورش دارد

من در عــــجــبــم

از کـــســانـــی کـــــــه کـفــش های گــران میــپــوشند


امــا ارزان پـــــا مـــــــــیــــــــدهــــنـــد

+ تاريخ چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 10:7 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
قدیم ها….
قلب ها و قبرها جای یه نفر بود…
قبر ها که ۳ طبقه شد
از قلبــــها توقعی نیست

+ تاريخ جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:3 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

به بوسه هایت قسم

زمستانی سردی در راه است

کمی جلوتر بیا

شراب لبانت را میخواهم

میگویند وقتی مست باشی

زمستان چله ی تابستان است......

+ تاريخ سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:19 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 0:12 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

سلام دوستان گلم

ببخشید کم میام نت نمیرسم بهتون سر بزنم

+ تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 13:8 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
هـنـــــــوز برایت مینویسم

درست مثل کودکی نابینا..

که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد....
+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 13:53 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
امروز جلوی اینه...

س تا تار موی سفید توسرم بود...

اولی اینجا....

دومی اینجا......

وسومی همان جااایی که یک بار انگشتتو گذاشتی فشار دادیو گفتی

من ع ا ش ق ت م اینو تو مغزت فروووووو کن....

+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ساعت 13:51 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |