X
تبلیغات
یــــــــکی بــــود یـــــــــکی نـبود

جيره ي سيگارم را بدهيد! و تنهايم بگذاريد با پياده روي عصرگاهي! در من تيمارستاني قصد شورش دارد

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 0:12 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

سلام دوستان گلم

ببخشید کم میام نت نمیرسم بهتون سر بزنم

+ تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 13:8 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
هـنـــــــوز برایت مینویسم

درست مثل کودکی نابینا..

که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد....
+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 13:53 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
امروز جلوی اینه...

س تا تار موی سفید توسرم بود...

اولی اینجا....

دومی اینجا......

وسومی همان جااایی که یک بار انگشتتو گذاشتی فشار دادیو گفتی

من ع ا ش ق ت م اینو تو مغزت فروووووو کن....

+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 13:51 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
من دهقان فداکاری شده ام که تمام آرزوهایم را جلوی تو به آتیش کشیده ام 

وتو فقط نگاه میکنی....

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:29 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

چرا دوباره برمیگردی؟؟؟ نبش قبر گناه است"مومن" بفهم...!

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:26 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

خوب، مردمان حسود چرا ساکت ایستاده اید؟ بروید به کار هایتان برسید!

نگران نباشید؛ او دیگر خیال

بازگشتن ندارد!

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:24 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |