جيره ي سيگارم را بدهيد! و تنهايم بگذاريد با پياده روي عصرگاهي! در من تيمارستاني قصد شورش دارد

به بوسه هایت قسم

زمستانی سردی در راه است

کمی جلوتر بیا

شراب لبانت را میخواهم

میگویند وقتی مست باشی

زمستان چله ی تابستان است......

+ تاريخ سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 0:19 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392ساعت 0:12 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

سلام دوستان گلم

ببخشید کم میام نت نمیرسم بهتون سر بزنم

+ تاريخ پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 13:8 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
هـنـــــــوز برایت مینویسم

درست مثل کودکی نابینا..

که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد....
+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 13:53 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
امروز جلوی اینه...

س تا تار موی سفید توسرم بود...

اولی اینجا....

دومی اینجا......

وسومی همان جااایی که یک بار انگشتتو گذاشتی فشار دادیو گفتی

من ع ا ش ق ت م اینو تو مغزت فروووووو کن....

+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 13:51 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |
من دهقان فداکاری شده ام که تمام آرزوهایم را جلوی تو به آتیش کشیده ام 

وتو فقط نگاه میکنی....

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:29 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |

چرا دوباره برمیگردی؟؟؟ نبش قبر گناه است"مومن" بفهم...!

+ تاريخ سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 22:26 نويسنده ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs |