داستان  سيندرلا ( کــرمونی)

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود

 يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا

 نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود

 

ادامه نوشته

صعــــــــــــود

توقف ممنوع!!!!!!!!!!!!!!!

 

             صعود همیشه برای رسیدن به قله نیست

                                          برای من که عاشق کوهم دره نیست

                  باید همین جا به انتها برسم

                                               نه٫به خدا که این منصفانه نیست

                 بهانه نیست برای ماندنم می دانی

                                                   باید بروم بخدا که چاره نیست

                 هر چند سخت است کاش می دانستی

                                                  گذشتن از خاطراتم ساده نیست

                  می ترسم از نیستی٫فنا شدن

                                             برای رفتنم نیازی به استخاره نیست

                افسوس که عمر لحظه ها کوتا هند

                            ستاره ای که خاموش می شود دیگر ستاره نیست



جان ماوجان آن چشماي تو

بوسه ميخواهم ازآن لبهاي تو

بوسه ميخواهم كه باشم تاسحر

غرق درافكار و در رؤياي تو

-------

بوسه اي همچون شراب آتشين

تاكه مست افتم به زيرپاي تو

-------

خوب ميدانم اميـــد زندگي

نيست درعالم كسي همتاي تو

-------

چشم زاغي بندة درگاه توست

غمزه داردنرگس شهــلاي تو

-------

گرمرا رنجاندي ازخود مي شوم

اي بت سيمين بدن شيـداي تو

-------

بازميگويم مرا ده بوسه اي

تاكه باشم مونس شبهاي تو

-------

بوسه باران ميكنم روي تورا

من فـداي آن رخ زيباي تو


سانی شیطونه

سلاممممممممممم به بربچ گل گلابی خوبید  خوش میگذره حال میکنید با روزگارتون
   مـــــــــــلــــــینا سلام عسیسم خوش بیومدی حالا که امدی بیا چیز به چیز هم بدیم(دست به دست) مثل قبلا  یه حال اساسی به بربچ بدیم  لبشون خندون شه   دستت درست ملینا دمت عقش  وبلاگ درست کردی قالب جدید اه خیلی زشت چقدر بد پسندی(شوخی میکنم خوشمل) دیگه دیگه اینا  بربچ ممنون که میاین نظر میدن با نظراتون روز مارو خراب میکنین  هرکاری کنید وبتون به وب ما که نه به وب ابجی  نینا و داداش ممد رضا(دیونه) نمیرسه چکار کنم  نینا دیگه ابجی منه به من رفته ههه وب خودمم تعریف شو نمیکنم میترسم چشم بخوره(اسپند که نداریم یکی تون خفت میکنم میندازم روی اتیش دور  وبلاگمون دود میکنم)  می خوام برم پول بدم یک میلیون هزار تومن یه وبلاگ جدید بخرم طرف گفته یک میلیون شو تخفیف میده هزار تومن نقد میگیره تو این دوره زمونه کی هزار توووووووووومان پول داره باس یه فکری بر دارم برم قلک بشکنم ببینم چقدر پول دارم بعد اگه کم بود با ملینا میریم دزدی  تـــک ستاره میدزدیم  تا از فرشاد فراری پول بگیریم فرشاد  بچه باحالیه چون به عزراییل کوپنی میده ههه   ملینا وقتی پول از  فرشاد گرفتیم من  میخوام وباسط کولاک کنم
 می خوام شیش دونگ وبلاگ بزنم به نامت بعد یه ماشین هم واسط بخرم از اون خوبا یه پیکان مدل ۷۴ رنگ گوجه ای اسپرت با یه نوار هایده دوتایی بریم باهم شمال ستی صفا واسه خودمم یه موتور گازی میخرم  تابستونه بریم بیرون  جیک توجیک هم تا صبح  خیابون مترکنم حال میده نه 
دیگه زیاد ول خرج کردیم بازم فدای سرمون تن مون سالم باشه(ملت میگن با هزارتومن نمیشه هیچ کاری کرد ببین من با هزارتومن چی میپردازم ههه)تازه میخوام سورپرایز کنم بعد می خوام ببرمت سفر خارررررررررررج  ولی زیادی خرجمون میره بالا نکه ما اول زندگیمون باید  هواسمون به جیبمون باشه   از اون جایی که حساب کتاب منم خیلی خوبه  میخوام ببرمت مشهد هم میریزم زیارت  بعد خارج از شهر هم هستش   دیگه همون خارج حساب میشه  ولی بستگی داره خارجو به چه
چشمی نگاه کنیم    سرتون به درد اوردم لبتون خندون دلتون شاد

ملینــــــــــــــا دوست دارم 

اینم یه نامه ی ابری ، به امضای یه دیوونه
فقط بیچاره اون کس که ، یه عمری با من میمونه

* * *

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar22.com

شوق برگشتـــــــــــــــن به خونه

خوبــــــــــ کجا بودیمم این سانی که هواس نمیزارهه /همه هوشو هواسو عقلوو همه چیه منو ازم گرفتههههه ولی بهترین چیزارو جاش بهم دادههه ههه
تقدیمم به تک ستاره قلبمممم



فردا اگر از راه نمیآمد/من تا ابد کنار تو می ماندم
من تا ابد ترانه عشقم را/در افتاب عشق تو میخواندم

رازی درون سینه من میسوخت/میخواستم با تو سخن گویم
اما صدایم از گره کوته بود/درسایه بوته هیچ نمیرویید

دیدم اتاق درهم و مغشوش است/درپای من کتاب تو افتاده
سنجاقهایه گیسوی من آنجا/بر روی  تختخواب تو افتاده

بار دگر نگاه ژریشانم/برگشت لال و خسته بسوی توو
میخواستمم که با تو سخن گوید/اما خموش ماند بروی تو

انگاه ستارگان سپید اشک/سوسو زدند در شب مژگانم
دیدم که دستهای تو چون ابری/امد بسوی صورت حیرانم

دیدم که بال گرم نفسهایت/سائیده شد بگردن سرد من
گوئی نسیم گمشده ای پیچید/در بوته های وحشی درد من

بردم زیاد اندوه فردا را/گفتم سفر فسانه ی تلخی بود
ناگه بروی زندگیمم گستردد/آن لحظهی طلائی عطر الود

آنشب من از لبان تو نوشیدم /آواز های شاد طبیعت راا
آنشب بکام عشق من افشاندی/زآن بوسه قطر ه ی ابدیت را




عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

ما دوتا

مـــا دو تا مســـافریم


 

تـــــوی راه زنـــدگــی


 

قلبامون شبـــیه هــم


 

پر از عشق و سادگی


 

تو مسیــر این ســـفر


 

پــــره از گلهــای یاس


 

تـــن پاک گــــل سرخ


 

بوسه گــاه ما دوتاس


 

کوله بارم همه عشق


 

کوله بارت همه عشق


 

این سفـــر تموم بشه


 

دو تایی میریم بهشت

اگر مي بيني در حال خودم نيستم و در خود شكسته ام بدان كه عاشقم

اگر مي بيني ساكتم،آرامم و بي خيال ، بدان كه عاشقم

اگر مي بيني در گوشه اي نشسته ام،چشم به آسمان دوخته ام

و ستاره ها رو مي شمارم بدان كه عاشقم عاشق تو

اگر ميبيني در كنار پنجره نشسته ام و به صداي آواز مرغ عشق گوش مي دهم  بدان كه عاشقم

اگر مي بيني كه هميشه حال و هوايم ابري و چشمانم باراني است بدان كه عاشقم

اگر مي بيني كه هنگام دعا كردن دستهايم را به سوي آسمان برده ام

وبا چشمان خيس حرفهايي را زير لب زمزمه مي كنم بدان كه عاشقم

اگر مي بيني هميشه سر به زيرم هميشه در فكر فرو رفته ام  بدان كه عاشقم

اگر روزي ديدي ديگر در اين دنيا نيستم بدان كه ........

دوستت دارم

دل نوشته سانی شیطونه بخونین نظر بدین در مورد خودمه

سلام به  رفقا  گلم  امیدوارم حالتون بهتر از احوالتون باشه   دمتون گرم که

به پاتوق سر میزنید  من به خدا بی معرفت نیستم  وقت نمیکنم به  وبلاگ

های قشنگتون سر بزنم انقدر گرفتاری دارم باورتون  نمیشه هزار تا درد سر

دارم وقت نمیکنم بیام شب ها خواب راحتی ندارم از بس فکرم مشغول

ملینا هم که نیست   که بدتر  دلم واسه ملینا تنگ شده هزارتا دیگه حال

حوصله شیطونی ندارم فکر

کنم پیر شدم (خودم پیر نیستم) دلم پیر شده  بد روزگار  زود میزنه  تو

حال  ادم. ادم حال به حال میشه دپرس میشه امیدوارم شما مثل من نشین
بعضی وقتا میشه   حس هیچی ندارم  خلاصه بگذریم 


 بعضی از بربچ میپرسن سانی تو چطوری ادمی هستی بزارید روشنتون
کنم چطوری ادمی هستم

 من   ادمی هستم   میخوام همه شاد کنم ( چون خودم خیلی غمگینم) 

بچه ها میگن پس چرا تو روم خوشحالی * خوشحالی تو نت هیچ کاری

نداره فقط کافیه کلمه(ه) بگیرید یه نیش خند  بفرستین عمومی یه  حرفی

بزنید که خارج ار بحس نت باشه بچه ها بخندن(ولی  وقتی خودم نمیخندم

شکار کنم) اینطوری همه فکر میکنن ادم شادی هستین  منم همین کار ها

میکنم دلم نمیخواد  با ناراحتی خودم دوستامو ناراحت کنم * ادمی هستم

زود دلبسته میشم زود به یکی علاقه پیدا میکنم   ادم مهربونی هستم پایه

هستم در کل بچه باحالیم ههههه (باز خنده ای سرد) خلاصه اینا من هستم
همین یک لا قبا * قبا همون یه دست لباس خودمونه خب بگذریم

**********************
بــــــریم سر وقت داستان من ملینا


 خیلی وقت پیش   که من با اسم سانی خفاش شب توی چت روم سبز

چت  میکردم که بعد اسم سانی شیطونه انتخاب کردم از بس شر بودم

 خلاصه یه روز یکی از بچه ها امد و گفت سانی  بریم چت روم ها بچرخیم 
از اونجا که من ادم پایه ای هستم گفتم  خرابتم رفیق بریم ول بچرخیم بیکار
نباشیم رفتیم چت روم  با کلاس ها  ملت اسکول کردیم داشتیم همینجور

بربچ اذیت میکردیم   حریف زبون همه بودیم یهو یکی امد به اسم مــلــینا

اولش کلی کل کل کردیم دیدیم  حریف زبون هم نمیشیم  بیخیال هم

شیدم  با هم شدیم کلی تو روم با کلاس ها شیطونی کردیم بعد من رفتم 
تاااااااااا چند وقت بعدش  هر وقتی بیکار میشدم یه کسی چت روم سبز

نبود میرفتم چت روم با کلاس ها چت میکردم   کم کم  با ملینا اشنا شدم  
چند وقت بود نتم قعط شد(شانس من دیگه )   یه ماه نت نیومدم بعد یه ماه
امدم اصلا تو فکر ملینا نبودم  *  یکی از بچه ها امد منو برد  چت روم پرتقال
میثم اوکی داش به یادتم همیشه خلاصه منو برد اونجا با بربچ پرتقال رفیق

شدیم  بعد چند وقت یهووووووووو دیدم ملینااااااااااا امده اونجا بسات کرده 

رفیتم حال احوال اینجا چکار میکنی از این حرفا چند باری هم با ملینا روم

پرتقال  چت کردیم  بعد من ایدی ملینا گرفتم  من قبلا  کم میرفتم یاهو

وقتی هم میرفتم چراغم خاموش بود(لامپ ایدیم سوخته بود)ههههه   یه

شب که  چت روم بسته بود من امدم یاهو دیدم بله بله بله ملینا یاهوست

گفتم امشب  ملینا اذیت میکنم رفتم  کلی اذیتش کردم گفتم ملینا عکس تو

نشون  بده کلی ناززززززززز کرده اینا بعد نشون  داد  قشنگ یادم گفتم

وااااااااااااااااای چقدر زشتی(خدایی خوشکل بود) ملینا دلش میخواست سر از تنم جدا کنه خلاصه 

دیدم هوا پس جیم زدم بای دادم رفتم  چند  روز با ملینا چت کردم   کم کم

به هم نزدیک شدیم  کارم به جایی رسیده بود که میومدم یا هو میشستم

مثل گرگی که مخواد شکار کنه منتظر ملینا بودم چراغش روشن شه برم

سر وقتش  به ملینا عادت کرده بودم ازش خوشم امد بود  جرات نمیکردم

بگم (ملینااااااااا بابا دوست دارم)      دیگه تصمیم اخر گرفتم  گفتم اینجوری

نمیشه باید برم به ملینا بگم دوستش دارم یه روز ظهر قرص محکم رفتم

بهش بگمممممم اماد نشد که نشد حالم گرفته بود در حد اسکار رفتم پیش
دوستم  گی چطوری گفتم هیچی حال ندارم خلاصه داستان براش  گفتم

گفت بیا بریم مشروب بخوریم بیخیال دنیا گفتم بریم  جااااااااااااااااااااااااای همه
پسرا خالی نشستیم  مشروب زدیم به بدن بعد  شب شد من رفتم خونه

بیکار بودم  امدم پشت سیستم دربو داغونم نشستم ههههه   رفتم یاهو

ایمیل مو چک کنم دیدم وااااااای ملینا یاهو هستش   رفتم سلام احوال

پرسی کردم بعد از هزارتا بی راهه  امدم  تو جاده دوست داشتن  گفتم

ملینا یه چیزی بگم ناراحت نمیشی  گفت نه گفتم فحشم نمیدی گفت

نه  (دل منم داشت مثل سیر سرکه میجوشید)  نوشتم ملــینــا من دوست

دارررررررررم ملینا اولش هنگ کرد بعد کلی نازز اورد(بماند چند خریدمشون)

ههههه دیگه   هر روز  ما بهتر از دیروز بود تا که به اینجا رســیــدیم

امیدوارم شما هم هر روزتون بهتر از دیروزتون باشه  سر تون به درد اوردم

ببخشید    دلتون  شاد لبتون خندون  بوس  ماچ