بـــــــــــــــــــــــــــــــــدرود تـــــــــا..................................

تفاوت من و تو در این است که من برای تو

خاطره شدم و تو برای من رویا
...


Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

بهترینمم تولدت مبارکــــــــــــــ

              ثــــــــــــریـــــــــــــــــــــاااا

عزیزدلمممممممم تفلدتـــــــــــــــــــ

           مبـــــــاارکـــــــــــــــ

آن دم که با تـــــــــــوام....

             تقدیم به تک ستـــــاره قلبــم


 
ای آنکه زنده از نفس توست جان من


آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من


آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب


می‌ریزد آبشار غزل از زبان من


آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها


سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من


بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم


زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!


با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟


خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من

با امدنت.......





با آمدنت فریبم دادی

یا با رفتنت؟

کاش تو را هرگز نمی دیدم

تا همیشه سراغت را

از فرشتگان می گرفتم

تا تلخترین شعرم را هرگز

در گوش خدا نمی خواندم

کاش تو را هرگز نمی دیدم

آن وقت

نه بغضی در گلویم بود

نه این دلشدگی

و نه مشتی شعر


    

Heart Divider
ای.... وقتی دنیا میخواد مخصوصا بسوزم

چکار کنم دلم با نخ سوزن بدوزم

داستان مــــوزی...........

* به نام خدا* 

 یکی بود دوتا نبود زیر این گنبد کود شایدم کبود نبود ابی افتابی بودی یه

موجود تپول مپول به دنیا امد ...................... بیاین ادامه مطلب

ادامه نوشته

تغییر اوضـــــــــــــاع......

          ســـــــــــــــلامم به پاتوقیایه گلللللللللللللللللل

دوستون دارم نافرم/امروز امدم یه مطلب بزارممم واسه یه موجود

موزی که ببینه بازتاب رفتارشش  در من چه دیدگاهیوو بوجود اوردد

واقعابهش تبریک 
میگمممممم بخاطر زحماتی که تو این چند وقت

کشیده ولی هنوزم دستش درست حسابی به جایی بند نیستتت

ولی من همینجا بهش میگم تو  میتونی من بهت ایمان دارم


   
      *********************************************

 هنرمندان:پادشاه(ملینــــــااا)پیرمرد روستایی
(موزی=کاکول)


        روزی پادشاهی سنگ نسبتا بزرگی را بر گذرگاهی باریک قرار داد، به

       گونه ای که ارابه ها و گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آنجا

        مشکل داشتند. خود نیز به کمین نشست تا واکنش مردم را ببیند. مدت ها

       گذشت... همه با دردسر از کنار سنگ رد می شدند و فقط به غر زدن

       اکتفا می کردند. روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد می شد و سنگ

       را دید. کوله بارش را زمین گذاشت و با زحمت زیاد سنگ را جابجا

       کرد و جاده را باز نمود... ناگهان متوجه کیسه ای در زیر سنگ شد.

      کیسه را باز کرد. نامه ای بود و مقدار زیادی سنگهای قیمتی. در نامه

      نوشته شده بود این پاداش کسی است که به جای غر زدن و اعتراض

     کردن به روزگار، زحمت عوض کردن
   اوضاع را به خود می دهد   

   
*********************************************
 
خطم کلام:موزی موفق شی سنگارو از جلو پات برداری از اینا  
بهت میدیممم


 

ادامه نوشته

بـــه که گویم...

Image Hosted by Free picture hosting at www.iranxm.com

 ههههه سیلام به بربچ چطور مطورین باز از خودم شعر گرفتم  میدونم قشنگ نشوده  اخ اول کارم تازه کارم  شعرم هم کوتاست ولی چون بربچ گفتن شعر هاتو بزار من میزارم تو وبلاگ  شاید یه روزی شاعر خوبی شدم


به که گویم راز را کی گشایم پر پرواز را کی به عشق تو پرواز کنم کی چشمان تو را

باز کنم

کی سفره ی عشق را پیش دل تو باز کنم تا ببینی که چه نالانم فقط به عشق تو غزل
میخوانم


*****************

ملینااا دوست دارم

*************************
ملینانوشت:سانی این اهنگ فقط به عشق توو
حرف دلمو گوش کن

نمی دانم چرا....

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

مثل آسمانی که امشب می بارد

و اینک باران

بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

به دنبال..........

اهوم اهوم اهوم سیلام به تمام رزمنده های  وبلاگ پاتوق هههه  ممنون ازتون که نظر های خوشکل زشت تونو میندازین تو  وبلاگ  خب این شعر و خودم نوشتم بخونید نظر بدین روحیم بره بالا بازم از خودم شعر بگویم هه دیگه نریم شعر های ملت بدزدیم هههه



نمیدانم کجا هستم نمیدانم چه میخواهم با این چشمان گریانم نمیدانم چه میخوانم

به دنبال چه میگردم به دنبال که می گردم به دنبال تو ای رویا به دنبال تو میگردم

از این پس ناله ام سنگین به دیوار سکوتم باز کشیده نقشه ای غمگین

باز نالان گریانم ز این رویایه بی حاصل که اورده مرا اینجا به دنبال کمی ساحل

میخــــــــام حست کنــــــــــــم....

     

می خوام حست كنم اما یه چیزی

تو رو از روزگارم دور كرده

تموم ِ زندگیمو مه گرفته

ببین حتی چشام ُ كور كرده

تو وقتایی كه دستامو می گیری

نمی دونم چرا مغرور می شم

از آغوشت جدا می افتم اونوقت

دوباره از بهشتت دور می شم



یه كاری كن دلم آروم بگیره

پرم از التهابِ این جدایی

بهم گفتی كه نزدیكی همیشه

ولی حالا نمی دونم كجایی


نمی دونم چرا دلشوره دارم

چرا عطر ِ تو از تنم پریده

نگو این فاصله تاوان ِ اینه

كه دستام از بهشتت سیب چیده


تمومش كن دیگه طاقت ندارم

نمی تونم تورو پیشم نبینم

اگه از آسمونت سهمی دارم

چرا تبعیدی ِ روی ِ زمینم

دلم می گیره ، اینجا كم میارم

برای دیدنت می خوام بمیرم

می خوام برگردمو پیش ِ تو باشم
 
می خوام پرواز و از تو یاد بگیرم


تو آغوشت یه جا واسم نگه دار

همین روزا میام پیشت عزیزم

میام تا هر چی بغض ُ گریه دارم

یه جا رو شونه های ِ تو بریزم

تقدیم به تک ستاره قلبمم(سانی جونم)

ادامه نوشته

زندگـــــــــــی دوست نداره جفتارو پیش هم ببینه!!


زندگـــــــــــی دوست نداره جفتارو پیش هم ببینه!!

من وتو ماهی های قرمز یک چشمه نوریم

که حالا هر یکی زندونی یک تنگ بلوریم

یه روزی با هم دیگه تو رودخونه سفر می کردیم

اما امروزو ببین این همه از همدیگه دوریم

زندگی دوست نداره جفتا رو پیش هم ببینه

زندگــــــــی دوســــــت داره دیــــوار بشـــــه بینشــــون بشینه




هی سفر می کردیم و گل آرزو می کاشتیم

وقتی خسته می شدیم سر روی دوش هم می ذاشتیم

فکر این بودیم که با همدیگه دریا رو ببینیم

آخه ما که خبر از بازی روزگار نداشتیم

زندگی دوست نداره جفتا رو پیش هم ببینه

زندگی دوست داره دیوار بشه بینشون بشینه*

زندگیـــم

بایدم زندگیــم خوب نچرخه مرد وقتی میزارن همه چوب لا چرخ من

خیلی ها واسه این که راه پیش ببرن حاضرن سایه من ترو با تیر بزنن

ولی من یاد گرفتم کثیف نباشم رو زخم این اونم اسید نه پاشم

توهم سعی کن مثل من شی دور بشی از این حس وحشی