دیگه قـــــــــلم سیاهم از دستم خسته شد

دیگه چنگی به دل سفید دفترم نمیزنه

خـ

سـ

تـ

هـ

ام



میخوام برم جعبه کوچیک مداد رنگیم بیارم

یه رنگ دیگه به زنگیم بزنم

.
.
.
.

دیگر ما را بس است هر چه غم بود خوردیم

غمی نمانده که مزه کنیم