چایت ســـرد می شود
صنــدلی به روی خودش نمی آورد
کافه می چــرخد دور زیر سیگاریت
سرت را دو دستی می گیـــری
لکنتت را خـــام می خوری
و کوچ می کنی یک خیابان را تا تخت خواب
هر روزت همین است
چایت را بی نگاه... قهوه ات را بی دلیل...
شعرت را بی مخاطب طـــول می دهی
تا جای خالیش ســـرد نشود...
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:27 توسط ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs
|