دست هایش را می گیرم

برایم سیگاری روشن می کند

کمی قدم می زنیم

در همان بی راهه ی همیشگی

نوبت به لب که میرسد...

آه !

این تمام بازی این روز های من


با "سایه ام " و" سیگارم" بوده و هست !