آنها رهگذرند

فقط غوغای چشم های من و توست که آزارشان می دهد

آخر آنجا که کتابخانه نبود !...............خیابان بود !

اماا.....

باز هم انگشتهای هیس من و تو را نشانه رفتند !

و تو در رابستی .............. !

من سکوت، من سراپا شرم !

آه بر شما رهگذران

آه از شما رهگذران

خدایی هست

سیگاری هست

به آهی به کبریتی دود خواهید شد ، دود خواهم شد ........... !

با باد خواهم رفت ، بر باد خواهید رفت