آنها رهگذرند
فقط غوغای چشم های من و توست که آزارشان می دهد
آخر آنجا که کتابخانه نبود !...............خیابان بود !
اماا.....
باز هم انگشتهای هیس من و تو را نشانه رفتند !
و تو در رابستی .............. !
من سکوت، من سراپا شرم !
آه بر شما رهگذران
آه از شما رهگذران
خدایی هست
سیگاری هست
به آهی به کبریتی دود خواهید شد ، دود خواهم شد ........... !
با باد خواهم رفت ، بر باد خواهید رفت
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:36 توسط ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs
|