قلم گوش به زنگ است

باید شعری تاریک بنویسم

بی لب

بی آغوش

شعری که تو در آن نگنجد

نشود در آن روی یک تخت خوابید

تاریک ...

به حدی که مخاطب در لایه های زیرین خیال هم

نتواند تو را به نازکی لمس کند
!

بی هوا
سیگــاری روشن می کنم

می نویسد

غیرقابل چاپ

شعری که دهان به دهان جان می گیرد

سینه به سینه نقل می شود

و از دهان نمی افتد
....