جيره ي سيگارم را بدهيد! و تنهايم بگذاريد با پياده روي عصرگاهي! در من تيمارستاني قصد شورش دارد
از انسان های احساساتی بیشتر بترسید
ﺁﻥ ﻫﺎ ﻗﺎﺩﺭﻧﺪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ
ﺩﯾﮕﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻨﻨﺪ
ﺩﻭﺳﺘ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﻭ ﻗﯿﺪِ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﻨﺪ،
ﺣﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ...
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:34 توسط ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs
|
کافه دیدار...
وقت قرار...
دود سیگار...
میز قمار...
بـــاختم!
"داشتنت" را پای یک میز نفرین شده
بــه "او" باخـــــتـم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سیگاری نیستم قضاوت بی جا ممنوع ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ***دوستان گلم این ایدی من *** sani_8400@yahoo.com