در حسرت...
در حسرت ديدار تو بگذار بميرم… دشوار بود مردن و روي تو نديدن…
بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم… بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ…
در وحشت و انوده شب تار بميرم… بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب….
دربستر اشک افتم و ناچار بميرم… ميميرم از اين درد که جان دگرم
نيست…
تا از غم عشق تو دگر بار بميرم… تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم…
بگذار بدانگونه وفادار بميرم
+ نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ ساعت 21:41 توسط ســکـوت..... HiiiiiiiiiSsSsSs
|